اِفْتَتِح یا مُفَتِّحَ الابواب!
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 17:46 توسط مرضیه
|
به هر تار ِ جانم صد آواز هست / دریغا که دستی به مضراب نیست.....
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 17:45 توسط مرضیه
|
انگشت های من می بارند و نام تو می روید......عمران صلاحی
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 17:58 توسط مرضیه
|
دلا طمع مبُر از لطف بی نهایت دوست.....
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 17:58 توسط مرضیه
|
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند.....
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 0:23 توسط مرضیه
|
چه اندازه دلپذیر است قدم زدنهای شبانگاهی در بکر طبیعت پارک پردیسان وقتی که هم مهتاب باشد هم آوای دلنشین حضرت استادی!
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 0:22 توسط مرضیه
|
ذرات کاینات، / به دیدار ژرف بین / هر یک گشوده پیش نگاه تو دفتری: / گوید: / "قرار زندگی از بی قراری است / چون بوسه ای و / زمزمه ای و / کبوتری."......دکتر شفیعی کدکنی
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:21 توسط مرضیه
|
23:30 شبکه چهار، "دو قدم مانده به صبح" محمد صالح علا را اگر تا بحال ندیده اید، ببینید، ضرر نخواهید کرد!
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:20 توسط مرضیه
|