تبليغاتX
در محضر کلمات
 

نه همزبان دردآگاهی/ که ناله ای خرد با آهی.....

 


 

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 23:50  توسط مرضیه  | 


26 سال پیش در چنین روزی.....!

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 11:50  توسط مرضیه  | 

 

آنانکه خاک را به نظر کیمیا می کنند، پس کجایند که به شدت محتاج گوشه چشمی از ایشانم به این من آشفته....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 2:11  توسط مرضیه  | 

 

 

ارسال کن/ برای من/ با نامه ی سفارشی/ یک خرده مهربانی/ بیا این هم نشانی!....عمران صلاحی

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 2:10  توسط مرضیه  | 

 

دو چشم ِ مست ِ میگونت....

 

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 4:32  توسط مرضیه  | 

 


در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 4:30  توسط مرضیه  | 

 

مگذار مرا در این هیاهو بانو....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 3:15  توسط مرضیه  | 

 

همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس/ که دراز است ره مقصد و من نوسفرم.....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 3:13  توسط مرضیه  |