پنج شش روز دیگر بیشتر نمانده تا بدرود اردیبهشت نازنین:(
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 2:13 توسط مرضیه
|
آن گاه که زاده شدم/ در چشمانم اشک چکاندند/ تا دیدگانم/ به اندازه دردهای ملتم باشد....امبرتو آک آبال
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 2:12 توسط مرضیه
|
دلم پر می کشد این روزها برای کنسرت های شجریانی....
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 2:57 توسط مرضیه
|
کاش درمانی بود برای خلق تنگیهای بعضیها!
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 2:56 توسط مرضیه
|
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:35 توسط مرضیه
|
امان از این هوای سکرآور اردیبهشتی....
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 1:36 توسط مرضیه
|
این روزها مدام این جمله مصطفی مستور در ذهنم چرخ زنان است که " گاهی فکر می کنم انتظار وقوع فاجعه از خود فاجعه سخت تر است.".....
◄ بازگشت به صفحه اصلی
+
نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 1:36 توسط مرضیه
|