تبليغاتX
در محضر کلمات

 

یعنی میشه؟! بود آیا که در میکده ها بگشایند......

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 0:31  توسط مرضیه  | 

 

در این هوای نازنین بهاری بسی مغتنم خواهد بود اگر با یک همدل نازنین تر، زیر نور ماه قدم بزنی از این شاخه به آن شاخه بپری و پیرامون هنر و ادبیات و فلسفه و تاریخ و سیاست مباحثه ها کنی بعد هم برای اینکه کودک درونت بی نصیب نمانده باشد نوستالژیک وار زمزمه کنی: یه روزی یه آقا خرگوشه، رفت پیش بچه موشه، موشه پرید تو سوراخ، خرگوشه گفت....اگه گفتید؟!

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 0:28  توسط مرضیه  | 

 

با یک نگاه تو صدها غزل دارم / مهر تو را در سینه از رو ازل دارم.....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 1:33  توسط مرضیه  | 

 

عاشق این یاس های امین الدوله ام.عاشق شمیم ملکوتی شان که این روزها در حیاط خانه رقصان است و مهمانم می کنند به بکر لحظه های مبارک مستی......

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 1:33  توسط مرضیه  | 

 

ماه فرو ماند از جمال محمد....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 3:14  توسط مرضیه  | 

 

طلوع ارغوانی سپیده، آواز گنجشکها و مبارکِ یاد تو.....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 15:32  توسط مرضیه  | 

 

دقت کرده اید هنگام ثبت تاریخ در ماه اول سال جدید، هنوز به عدد سال قبل مانوس ترید!

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 15:32  توسط مرضیه  | 

 

به درگاه الهی کی روا بی؟! گل از ما دیگری گیره گلابش!...

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 16:18  توسط مرضیه  | 

 

چهارشنبه سوری را دیدم.یعنی دیده ام، مدتی قبل.چهارشنبه ای به رنگ خیانت.دلم هنوز پیش آن مژده ای مانده که عصاره دردها و دل تنگی ها، سر می خورد روی گونه هایش...و شاید پیش مژده هایی که در میان ما نفس می کشند و بی رحمانه گم شده اند در هزارتوی غم ها.....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 16:17  توسط مرضیه  | 

 

یا من خواب نما شده ام یا مرحمت خداوندگاران سانسور به سبب قرار گرفتن در بهار فعالیت های هسته ای! افزون شده که ف ی ل ت رینگ وبلاگ چرخان و چند سایت و وبلاگ دیگر مرتفع شده است؟! یا یحتمل این مقدمه ای است بر اتفاقات بسیار مهروزرانه!.....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 0:21  توسط مرضیه  | 

 

هنوز چند روز نگذشته بعد از ماه صفر! دوباره صدای بوق ماشین های عروسی است که بعد از حدود دو ماهی در محاق ماندن! شنیده می شود و بدین ترتیب زوج های خوشبخت...

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 23:57  توسط مرضیه  | 

 

سبز و سبز و سبز! عاشق این نوبرانه های بهارم.....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 15:51  توسط مرضیه  | 

 

وقتی عقیده، عقده خوانده می شود / و نور چراغ در آب، مهتاب /  تلقی / و متانت زمین / زیر برف یخ می زند / نان از یتیم خانه می دزدیم / و می فهمیم / دزد اشتباه چاپی درد است!........عمید صادقی نسب

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 1:26  توسط مرضیه  | 

 

ماه ربیع الاوله / هر کی نرقصه تنبله.....!

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 3:24  توسط مرضیه  | 

 

وقتی جهان / از ریشه جهنم / و آدم / از عدم / و سعی / از ریشه های یاس می آید / وقتی یک تفاوت ساده / در حرف / کفتار را / به کفتر / تبدیل می کند / باید به بی تفاوتی واژه ها / و واژه های بی طرفی / مثل نان / دل بست / نان را / از هر طرف که بخوانی / نان است!.....قیصر امین پور

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 13:29  توسط مرضیه  | 

 

آدم اگر سر سفره هفت سین یادش برود تخم رنگی بگذارد، می دانید تکلیف شرعی اش چه می شود؟!!

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 18:20  توسط مرضیه  |