تبليغاتX
در محضر کلمات
 

دیده اگر با تو برابر شود / چشم من آیینه محشر شود / دم بزن ای غنچه باغ ازل / تا نفس خاک معطر شود / دم به دم از نام تو دم می زند / تا سخنم قند مکرر شود / منظره در منظره گل می کند / چشم تو گر آینه گستر شود / پاسخ لبخند دلم تا به کی / قهقهه تیغه خنجر شود؟ / خسته شدم خسته ز دیوارها / عشق مگر پنجره پرور شود / همت حیدر مدد عاشق است / روی زمین گو همه خیبر شود / در قفسم آینه ای نصب کن / تا پر و بالم دو برابر شود!.......دکتر سید حسن حسینی

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 20:39  توسط مرضیه  | 

 

شیشه عینک غبار گرفته ات را که پاک می کنی همه چیز برق می زند درست مثل اینکه دنیا را یکدست واکس زده ای!

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 1:21  توسط مرضیه  | 

 

آه ای تنهاترین تن ها! / که همه یاران تو را بدرود گفتند و به راه خویشتن رفتند / عقده هاشان را عقیده نام دادند و / ز "ما"ها سوی "من" رفتند....

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 23:33  توسط مرضیه  | 

 

ای جان ِ جان ِ جانم / جانی و جان ِ جانی / بیرون ز جان ِ جان چیست / آنی و بیش از آنی!

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 1:29  توسط مرضیه  | 

 

به باغ قسم! / بی تو ، غنچه ها دلتنگ / و برگ ها همه سال، رنگ پاییزند / به باد قسم! / بی تو ، بیدها مجنون / و سیب ها / همه ، کال از درخت می ریزند !.........آتوسا صالحی

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 1:2  توسط مرضیه  | 

 

پروردگارا از حمیت های جاهلانه و عصبیت های ناهنجار که حرمت انسانیت پاس ندارد و به حریم اجتماع پای تعدی گذارد به تو پناه می برم........صحیفه سجادیه

بازگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 23:50  توسط مرضیه  |